Monday, September 1, 2008

استراتیژی ارتباطات در ولایات، استان ها و قریه جات



فشرده استراتیژی ارتباطات در سطوح ولایات، استان ها و قریه جات را دوست گرانقدر ما لطف الله لطفی خدمت وبلاگ فرستاده اند. در گرماگرم اجرای طرح انکشاف ملی افغانستان استراتیژی های متفاوت در سطوح مختلف دولت مورد بحث قرارگرفت که این استراتیژی نیز الگوگرفته از استراتیژی ارتباط در طرح انکشاف ملی افغانستان برای ولایات ، استان ها (ولسوالی ها) و قریه جات میباشد. اینرا غرض ابراز نظریات شما عزیزان شریک نمودم.








استراتیژی ارتباطات
یکی از پیش شرط های سهمگیری، شفافیت و حسابدهی در یک جامعه دموکرات تحفظ و دفاع از آزادی بیان و حق دسترسی به معلومات در مورد فعالیت های دولت میباشد. تحفظ و حمایت از حقوق برای دسترسسی به معلومات و انتقال معلومات میان نهادهای دولتی، نهاد های مدنی، و سکتور خصوصی از اهمیت همسانی برخوردار است. انتقال رایگان اطلاعات و ارتباطات قوی میان دولت و مردم در جلب اعتماد به دولت بخصوص در محلات جنگ زده و یا در حال جنگ نهایت ارزنده میباشد.

دولت باید در جستجوی روش ها برای ازدیاد گفتمان و مباحثه با اتباع خود باشد. این کار فقط با نهادینه سازی و ارتباطات دوجانبه میان دولت و دیگر نهادهای ذیدخل توسط ازدیاد آگاهی، تسهیل بحث های مردمی، تشریک دانش و تقویه معلومات در سطح ابتدایی میباشد که بوسیله آن نهاد های صاحب تصمیم گیری به اساس شواهد در دست برنامه ریزی خود را ترتیب نمایند. دولت همچنان در مورد موجودیت و دسترسی به اطلاعات در مورد پالیسی های حاکمیت در سطوح پایینتر اطمینان کسب مینماید. این کار فقط توسط آگاهی دادن و ایجاد راه های ارتباطی که میتوان از آن برای تشریک معلومات میان دریافت کننده گان متنوع استفاده کرد امکان پذیر میباشد. این کار در حقیقت به تشویق مباحثه میان نهادهای ذیدخل در ارتباط به حکومتداری در سطوح پایین همکاری مینماید. وسایل گوناگون را میتوان برای بلند بردن سطح آگاهی در میان مردم و تسهیل ارتباطات میان دولت و مردم استفاده نمود. وسایل که برای تشریک معلومات میتوان از آن استفاده نمود شامل، رسانه های فراگیر، نشریه های دولتی، صفحات انترنتی و فرستادن نماینده ها به شورای ها میباشد. این کار از طریق مشاورت با مردم نیز میتواند صورت گیرد. توانمند ساختن مردم برای ابراز نظر در مورد پالیسی و اجرای آن مالکیت بیشتر پالیسی ها توسط مردم را تشوق مینماند و مردم آن را از خود میشمارند.

استراتیژی ارتباطی دولت برای حکومت های محلی باید اهداف استراتیژیک پایین را تعقیب نماید:

آگاه نمودن نهاد های ذیربط در مورد اهداف و محتوای پالیسی حاکمیت محلی و اینکه در آن چه ظرفیت نهفته است که باید بدست آید.
توسعه شفافیت و حسابدهی با استفاده از وسایل مختلف النوع برای نشر معلومات در مورد دولت به مردم
آگاه سازی کارمندان دولت در مورد اهداف و محتوای پالیسی حاکمیت محلی تا ایشان آنرا به درستی اجرا نموده و در مورد بهبود آن نظریات خود را شریک سازند.
فراهم سازی اطلاعات به مردم در مورد نهاد های دولتی در ارتباط به وضعیت اجرای برنامه های پذیرفته شده در پالیسی حاکمیت محلی و
نهادینه سازی دو جانبه انتقال معلومات به منظور آگاهی اتباع در مورد پالیسی حاکمیت محلی و اجرای آن

استراتیژی ارتباطی حاکمیت محلی بر این اصول استوار است:
مالکیت ملی: هدف استراتیژی فراهم سازی معلومات در مورد حاکمیت محلی برای تمامی نهاد های ذیربط بوده و فرصت ها را برای پروسه انکشاف ملی و اجرای آن فراهم میسازد.
تعهد سیاسی: دولت متعهد است تا راه های قائم نمودن ارتباطات را با دیگر نهادهای ذیربط در پالیسی حاکمیت محلی حفظ نموده و آنها را باز نگهدارد
حق دسترسی به معلومات: این استراتیژی حقوق دسترسی فردی به اطلاعات عامه را محفوظ دانسته و از تشریک آن در تمامی سطوح دولت اطمینان میدهد.
حسابدهی و شفافیت: این استراتیژی حق دسترسی به اطلاعات عامه را شناسایی نموده و از تشریک آن در تمامی سطوح دولت اطمینان میدهد.

دریافت کننده گان این استراتیژی دولت، رسانه ها، نهاد های مدنی و کافه مردم به شمول همکاران انکشافی دولت افغانستان میباشد.

به تعقیب اهداف این استراتیژی، یک تعداد ابزار برای ارتباط دادن اطلاعات در مورد مردم و تشویق نظریات از مراجع ذیربط موجود میباشد که شامل ذیل اند:
تشکیل یک استراتیژی واضح در مورد کار با رسانه ها به شمول تنظیم اعلامیه های مطبوعاتی منظم با رسانه ها و توزیع خبرنامه ها
فراهم سازی کمکم و تقویه محیط قانونمند برای آزادی بیان
توسعه معیارهای رسانه ها در سطح ملی و محلات
توسعه آگاهی عامه در مورد حقوق ایشان به اطلاعات
تقویه میکانیزم برای فراهم سازی و دسترسی به اطلاعات
تهیه مواد معلوماتی مانند پوستر ها، رساله ها در مورد پالیسی حاکمیت محلی و حکومتداری سالم به سطوح مختلف مردم
برگذاری مراسم در سطح ولایات و ملی برای تشریک معلومات و جمع آوری معلومات در مورد افکار، نگرانی ها و نیازبه اطلاعات نهاد های ذیربط و
تقویه مکانیزم های ارتباطات برای دسته های آسیب پذیر

کوشش های مشخصتر نیز در راستای ارتباط دادن دولت مرکزی با ولایات، استان ها و قریجات صورت خواهد گرفت. اینگونه فعالیت هابه انتقال آزاد معلومات در سرتاسر کشور کمک مینماید. تسهیل اینگونه ارتباطات تمامی 365 استانهای کشور را با هم و با دولت مرکزی در کابل نزدیک میسازد. دو دستآورد متوقعه برای رسیدن به این هدف عبارتند از:

الی ختم 1389 (20 مارچ 2011) تمامی وزارتخانه ها و مقام های با صلاحیت دولت افغانستان صفحات انترنتی خود را به زبان های دری، پشتو و انگلیسی برای انتقال اطلاعات در مورد پالیسی ها و برنامه های خود به اتباع افغانستان و جامعه بین المللی راه اندازی خواهند نمود. این صفحات نیز تسهیلات جلب نظریات را از نهاد های ذیدخل و علاقمندان خواهد داشت. در آغازبه دلیل نبود سواد کافی، سطح تحصیلی پایین تعداد بازدید کننده گان محدود خواهند بود. با این هم، دولت افغانستان متعهد است تا بصورت مداوم با نهادهای ذیربط که شامل اتباع افغانستان و جامعه بین المللی میباشند در تماس باشد.

علاوه برین، با شبکه ارتباطدهی استانها، خدمات تیلیکام در فراهم سازی سهولات ستلایتی خود ادامه خواهد داد تا تمامی 435 استان های کشور را با خدمات ابتدایی تیلفونی مجهز بسازد. شبکه ارتباطدهی قریجات توسعه بیشتر از شبکه ارتباطدهی استانها را تشکیل میدهد که بالاخبه به 5000 الی 6000 قریجات در سرتاسر افغانستان خواهد رسید. وزارت مخابرات و تکنالوژی اطلاعاتی پروژه حاکمیت الکترونیکی را به کمک نهاد های دولتی در سرتاسر کشور راه اندازی خواهد نمود. این پروژه راه را برای دسترسی وسیع به اطلاعات، بهبود موثریت و اجرای امور عامه و اقدام های کاری بهبود یافته مهیا خواهد ساخت. این کار در ایجاد شفافیت، نظارت و کنترول موثر و اجراات کارآ ممد واقع خواهد گردید.

روش های مبتنی بر حقوق بشر در حاکمیت محلی



عناصر ذیل از یک روش مبتنی بر حقوق بشر اطلاعات کافی را در دسترس پالیسی حاکمیت محلی و کارکرد نهاد های دولتی ذیلاً فراهم میسازد:

نهاد های محلی دولتی حاکمیت قانون و حقوق بشر را رعایت مینمایند.
نهای های محلی دولتی از نتایج و پروسه های که توسط معیارها و اصول حقوق بشر رهنمایی میگردند نظارت مینمایند.
زنان و مردان به عنوان فعالان کلیدی نه به عنوان دریافت کننده گان غیر فعال کمک ها و خدمات در انکشاف سهم خواهند گرفت
سهمگیری هم به عنوان وسیله و هم به عنوان یک هدف شناسایی خواهد گردید.
استراتیژی ها تقویه کننده خواهند بود نه بازدارنده
نتایج و پروسه ها نظارت و بررسی خواهند گردید
تحلیل ها در برگیرنده تمامی جوانب میگردند.
نهاد های محلی دولتی بالای افراد بی بضاعت، فقیر و دورافتاده توجه بیشتر خواهند نمود
مالکیت روی پروسه انکشافی توسط خود مردم احساس خواهد گردید
نهاد های محلی دولتی در از بین بردن اختلافات کار مینمایند
روش های بالا- پایین و پایین- بالا مشترکاً استفاده خواهند گردید
همکاری استراتِیژیک به میان آمده حفظ خواهد گردید
نهاد های محلی دولتی به تمامی جوانب حسابده خواهند بود
نهادی های محلی دولتی دستآوردهای متداوم حقوق بشر را هدف خود قرارخواهند داد


Sunday, August 31, 2008

چرا پیام مشرق




چند باری قصد نمودم تا به احترام و افتخار اشعار حضرت علامه اقبال سیالکوتی، دانشمند فقید کشورهای اسلامی و رهبر انقلاب تفکری مشرق شعری را که پیام مشرق نام دارد و به پیشوای اعلیحضرت امان الله خان شاه افغان پیشکش گردیده بود درینجا بنویسم ولی خواستم این مناسبت با حلول با سعادت ماه مبارک رمضان یکجا باشد تا با گوهر انفاس پاکتان دست دعا به درگاه باری تعالی برده و به روح پاک این عالم فقید و پیشوای انقلاب تفکری مشرق طلب مغفرت و قرب ذات الهی را نمایید.


بسم اﷲ الرحمن الرحیم
پیشکش بحضور اعلیحضرت امیرامان اﷲ خان فرمانروای دولت مستقلۂ افغانستان خلد اﷲ
ملکہ وا جلالہ
ای امیر کامگار ای شہریار

نوجوان و مثل پیران پختہ کار

چشم تو از پردگیہای محرم است

دل میان سینہ ات جام جم است

عزم تو پایندہ چون کہسار تو

حزم تو آسان کند دشوار تو

ہمت تو چون خیال من بلند

ملت صد پارہ را شیرازہ بند

ھدیہ از شاہنشہان داری بسی

لعل و یاقوت گران داری بسی

ای امیر ابن امیر ابن امیر

ھدیہ ئی از بینوائی ہم پذیر

تا مرا رمز حیات آموختند

آتشی در پیکرم افروختند

یک نوای سینہ تاب آوردہ ام

عشق را عہد شباب آوردہ ام

پیر مغرب شاعر المانوی

آن قتیل شیوہ ہای پہلوی

بست نقش شاہدان شوخ و شنگ

داد مشرق را سلامی از فرنگ

در جوابش گفتہ ام پیغام شرق

ماہتابی ریختم بر شام شرق

تا شناسای خودم خود بین نیم

با تو گویم او کہ بود و من کیم

او ز افرنگی جوانان مثل برق

شعلۂ من از دم پیران شرق

او چمن زادی چمن پروردہ ئی

من دمیدم از زمین مردہ ئی

او چو بلبل در چمن فردوس گوش

من بصحرا چون جرس گرم خروش

ہر دو دانای ضمیر کائنات

ہر دو پیغام حیات اندر ممات

ہر دو خنجر صبح خند آئینہ فام

او برہنہ من ہنوز اندر نیام

ہر دو گوہر ارجمند و تاب دار

زادۂ دریای ناپیدا کنار

او ز شوخی در تہ قلزم تپید

تا گریبان صدف را بر درید

من بہ آغوش صدف تابم ہنوز

در ضمیر بحر نایابم ہنوز

آشنای من ز من بیگانہ رفت

از خمستانم تہی پیمانہ رفت

من شکوہ خسروی او را دہم

تخت کسری زیر پای او نہم

او حدیث دلبری خواہد ز من

رنگ و آب شاعری خواہد ز من

کم نظر بیتابی جانم ندید

آشکارم دید و پنھانم ندید

فطرت من عشق را در بر گرفت

صحبت خاشاک و آتش در گرفت

حق رموز ملک و دین بر من گشود

نقش غیر از پردۂ چشمم ربود

برگ گل رنگین ز مضمون من است

مصرع من قطرۂ خون من است

تا نپنداری سخن دیوانگیست

در کمال این جنوان فرزانگیست

از ھنر سرمایہ دارم کردہ اند

در دیار ہند خوارم کردہ اند

لالہ و گل از نوایم بی نصیب

طایرم در گلستان خود غریب

بسکہ گردون سفلہ و دون پرور است

وای بر مردی کہ صاحب جوہر است

دیدہ ئی ای خسرو کیوان جناب

آفتاب ’’ما توارت بالحجاب‘‘

ابطحی در دشت خویش از راہ رفت

از دم او سوز الا اﷲ رفت

مصریان افتادہ در گرداب نیل

سست رگ تورانیان ژندہ پیل

آل عثمان در شکنج روزگار

مشرق و مغرب ز خونش لالہ زار

عشق را آئین سلمانی نماند

خاک ایران ماند و ایرانی نماند

سوز و ساز زندگی رفت از گلش

آن کہن آتش فسردہ اندر دلش

مسلم ہندی شکم را بندہ ئی

خود فروشی دل ز دین بر کندہ ئی

در مسلمان شأن محبوبی نماند

خالد و فاروق و ایوبی نماند

ای ترا فطرت ضمیر پاک داد

از غم دین سینۂ صد چاک داد

تازہ کن آئین صدیق و عمر

چون صبا بر لالۂ صحرا گذر

ملت آوارۂ کوہ و دمن

در رگ او خون شیران موج زن

زیرک و روئین تن و روشن جبین

چشم او چون جرہ بازان تیز بی

نقسمت خود از جہان نا یافتہ

کوکب تقدیر او نا تافتہ

در قہستان خلوتی ورزیدہ ئی

رستخیز زندگی نادیدہ ئی

جان تو بر محنت پیہم صبور

کوش در تہذیب افغان غیور

تا ز صدیقان این امت شوی

بہر دین سرمایۂ قوت شوی

زندگی جہد است و استحقاق نیست

جز بہ علم انفس و آفاق نیست

گفت حکمت را خدا خیر کیثر

ہر کجا این خیز را بینی بگیر

سید کل صاحب ام الکتاب

پردگیہا بر ضمیرش بی حجاب

گرچہ عین ذات را بی پردہ دید

’’رب زدنی‘‘ از زبان او چکید

علم اشیا ’’علم الاسماستی‘‘

ہم عصا و ھم ید بیضا ستی

علم اشیا داد مغرب را فروغ

حکمت او ماست می بندد ز دوغ

جان ما را لذت احساس نیست

خاک رہ جز ریزۂ الماس نیست

علم و دولت نظم کار ملت است

علم و دولت اعتبار ملت است

آن یکی از سینۂ احرار گیر

وان دگر از سینۂ کہسار گیر

دشنہ زن در پیکر این کائنات

در شکم دارد گہر چون سومنات

لعل ناب اندر بدخشان تو ہس

تبرق سینا در قہستان تو ہست

کشور محکم اساسی بایدت

دیدۂ مردم شناسی بایدت

ای بسا آدم کہ ابلیسی کند

ای بسا شیطان کہ ادریسی کند

رنگ او نیرنگ و بود او نمود

اندرون او چو داغ لالہ دود

پاکباز و کعبتین او دغل

ریمن و غدر و نفاق اندر بغل

در نگر ای خسرو صاحب نظر

نیست ہر سنگی کہ می تابد گہر

مرشد رومی حکیم پاک زاد

سر مرگ و زندگی بر ما گشاد

’’ہر ہلاک امت پیشین کہ بود

زانکہ بر جندل گمان بردند عود‘‘

سروری در دین ما خدمتگری است

عدل فاروقی و فقر حیدری است

در ہجوم کارہای ملک و دین

با دل خود یک نفس خلوت گزین

ہر کہ یکدم در کمین خود نشست

ہیچ نخچیر از کمند او نجست

در قبای خسروی درویش زی

دیدہ بیدار و خدا اندیش زی

قاید ملت شہنشاہ مرا

دتیغ او را برق و تندر خانہ زاد

ہم فقیری ہم شہ گردون فری

ارد شیری با روان بوذری

غرق بودش در زرہ بالا و دوش

در میان سینہ دل موئینہ پوش

آن مسلمانان کہ میری کردہ اند

در شہنشاہی فقیری کردہ اند

در امارت فقر را افزودہ اند

مثل سلمان در مدائن بودہ اند

حکمرانی بود و سامانی نداشت

دست او جز تیغ و قرآنی نداشت

ہر کہ عشق مصطفی سامان اوست

بحر و بر در گوشۂ دامان اوست

سوز صدیق و علی از حق طلب

ذرہ ئی عشق نبے از حق طلب

زانکہ ملت را حیات از عشق اوست

برگ و ساز کائنات از عشق اوست

جلوۂ بی پردہ او وانمود

جوہر پنھان کہ بود اندر وجود

روح را جز عشق او آرام نیست

عشق او روزیست کو را شام نیست

خیز و اندر گردش آور جام عشق

در قہستان تازہ کن پیغام عشق

حلول با سعادت رمضان مبارک

دوستان عزیز سلام! با اغتنام از فرصت خواستم تبریکیه دانشجویان دانشکده ژورنالیزم بخش شبانه که تازه امتحانات سمستر دوم را موفقانه سپری نموده و سمند افتخار به سوی سمستر سوم کشیده اند را به مناسبت حلول با سعادت ماه مبارک رمضان به همه شما تبریک و تهنیت عرض نمایم.


دانشجویان سمستر سوم بخش شبانه دانشکده ژورنالیزم، حلول با سعادت این ماه مملو از رحمت خداوندی را به کافه ملت مسلمان افغانستان و کشور های اسلامی بخصوص ملت های همزبان خویش تبریک عرض مینمایند. عبادات شما مقبول درگاه ایزد متعال باد و رحمت و الطاف بی پایان خداوندی نثار روح، روان و جسم شما. ما با بلند بردن دست دعا به درگاه یزدان پاک خواهان اتحاد، همدلی و همنوایی امت مسلمه و شگوفایی، سربلندی و سرفرازی کشور های اسلامی هستیم. الله معک! ذ

نہ افغانیم و نی ترک و تتاریم

چمن زادیم و از یک شاخساریم

تمیز رنگ و بو بر ما حرام است

کہ ما پروردۂ یک نو بھاریم





Wednesday, August 27, 2008

اهمیت نوشتن اهداف و آرزوها برای رسیدن به آنها


چرا نوشتن اهداف اینقدر اهمیت دارد؟
نوشتن آرزوها و اهداف اولین قدم مهم به سمت دست پیدا کردن به آنهاست. اول به این دلیل که نوشتن آنها محبورتان می کند اهدافتان را تصویرسازی (تجسم) کنید. و دوم به این دلیل که عمل نوشتن آنها، تعهدی نسبت به آنها در شما ایجاد میکند. فقط 5% از جمعیت جهان واقعاً برای نوشتن اهداف و آرزوهایشان وقت می گذارند شاید به همین خاطر است که افراد کمی هستند که واقعاً در زندگیشان موفق باشند و همان زندگی را داشته باشد، که آرزوی داشتنش را دارند.
نوشتن اهداف، خط سیر شما را به سمت موفقیت ایجاد می کند. بااینکه فقط عمل نوشتن اهداف می تواند پروسه را به حرکت بیندازد، اما این هم اهمیت دارد که هر از گاهی اهدافتان را مرور کنید. یادتان باشد، هرچه تمرکز بیشتری روی اهدافتان داشته باشید، احتمال بیشتری هست که به آنها دست پیدا کنید.
در زیر به چهار قانون نوشتن اهداف اشاره می کنیم:
1. نوشتن اهداف به شکل مثبت
برای آنچه که می خواهید کار کنید نه آنچه که می خواهید از آن بگذرید. بخشی از علت اینکه چرا اهدافمان را می نویسیم این است که دستورالعمل هایی برای ذهن ناخودآگاهمان تنظیم کنیم. ذهن ناخودآگاه شما ابزاری بسیار کارامد است، نمی تواند خوب را از بد تشخیص دهد و قضاوت هم نمی کند. تنها عملکرد آن انجام دستورالعمل هایش است. هرچه دستورالعمل های شما مثبت تر باشد، نتیجه مثبت تری هم به دست می آورید.
همچنین مثبت فکر کردن در زندگی روزمره به شما در رشدتا بعنوان یک انسان کمک می کند. پس آنرا فقط محدود به تعیین هدف نکنید.
2. نوشتن اهداف با جزئیات کامل
به جای اینکه فقط بنویسید، "خانه نو"، بنویسید "یک خانه 300 متری با چهار اتاق خواب، 3 حمام دستشویی، و چشم انداز کوهستان روی یک زمین 1000 متری".
یکبار دیگر داریم به ذهن ناخودآگاهمان یک دسته دستورالعمل دقیق و جزء به جزء می دهیم تا روی آن کار کند. هرچه اطلاعات بیشتری در اختیار آن بگذارید، آخر کار نتیجه واضح تری به دست می آورید. هرچه نتیجه تان دقیقتر باشد، ذهن ناخودآگاهتان کارامدتر خواهد شد.
آیا میتوانید چشمانتان را ببندید و خانه ای که در بالا اشاره کردن را تجسم کنید؟ دورتادور خانه قدم بزنید. در آستانه در اتاق اصلی بایستید و مهی که روی کوه ها را گرفته تماشا کنید. به باغچه پر از کوجه فرنگی، لوبیا سبز و خیار نگاه کنید. می توانید ببینید؟ پس ذهن ناخودآگاهتان هم می تواند.
3. نوشتن اهداف به زمان حال
اهدافتان را به زمان حال بنویسید. این کار باعث می شود ذهن ناخودآگاهتان مسیری با کمترین مقاومت را انتخاب کند. اگر بنویسید "در آینده لاغر خواهم شد" ذهن ناخودآگاه با این تصور که این کار مربوط به آینده است وارد عمل نمی شود.
پس اهدافتان را به زمان حال و اول شخص بنویسید، انگار که واقعیت دارند.
4. بازنویسی اهداف
وقتی کلمات نوشته شوند و بعد دوباره نویسی شوند، حداکثر تاثیر را خواهند داشت. پس به یکبار نوشتن راضی نشوید. اهدافتان را یادداشت کنید و بعد دوباره آنها را به زبانی دیگر بازنویسی کنید، صفات انگیزه دهنده به آن اضافه کنید و مختصر و مفیدشان کنید. یک هفته بعد شاید نیاز باشد که باز اصلاحشان کنید. همینطور به این اصلاح کردن ها ادامه دهید.نوشتن اهداف اولین قدم برای واقعی تر جلوه دادن آنهاست. بعضی وقت ها وقتی چیزی را به صورت نوشته داشته باشید، اهمیت بیشتری پیدا میکند. همچنین برنامه ریزی برای آنها نیز ساده تر می شود

اهمیت نوشتن اهداف و آرزوها برای رسیدن به آنها

چرا نوشتن اهداف اینقدر اهمیت دارد؟
نوشتن آرزوها و اهداف اولین قدم مهم به سمت دست پیدا کردن به آنهاست. اول به این دلیل که نوشتن آنها محبورتان می کند اهدافتان را تصویرسازی (تجسم) کنید. و دوم به این دلیل که عمل نوشتن آنها، تعهدی نسبت به آنها در شما ایجاد میکند. فقط 5% از جمعیت جهان واقعاً برای نوشتن اهداف و آرزوهایشان وقت می گذارند شاید به همین خاطر است که افراد کمی هستند که واقعاً در زندگیشان موفق باشند و همان زندگی را داشته باشد، که آرزوی داشتنش را دارند.
نوشتن اهداف، خط سیر شما را به سمت موفقیت ایجاد می کند. بااینکه فقط عمل نوشتن اهداف می تواند پروسه را به حرکت بیندازد، اما این هم اهمیت دارد که هر از گاهی اهدافتان را مرور کنید. یادتان باشد، هرچه تمرکز بیشتری روی اهدافتان داشته باشید، احتمال بیشتری هست که به آنها دست پیدا کنید.
در زیر به چهار قانون نوشتن اهداف اشاره می کنیم:
1. نوشتن اهداف به شکل مثبت
برای آنچه که می خواهید کار کنید نه آنچه که می خواهید از آن بگذرید. بخشی از علت اینکه چرا اهدافمان را می نویسیم این است که دستورالعمل هایی برای ذهن ناخودآگاهمان تنظیم کنیم. ذهن ناخودآگاه شما ابزاری بسیار کارامد است، نمی تواند خوب را از بد تشخیص دهد و قضاوت هم نمی کند. تنها عملکرد آن انجام دستورالعمل هایش است. هرچه دستورالعمل های شما مثبت تر باشد، نتیجه مثبت تری هم به دست می آورید.
همچنین مثبت فکر کردن در زندگی روزمره به شما در رشدتا بعنوان یک انسان کمک می کند. پس آنرا فقط محدود به تعیین هدف نکنید.
2. نوشتن اهداف با جزئیات کامل
به جای اینکه فقط بنویسید، "خانه نو"، بنویسید "یک خانه 300 متری با چهار اتاق خواب، 3 حمام دستشویی، و چشم انداز کوهستان روی یک زمین 1000 متری".
یکبار دیگر داریم به ذهن ناخودآگاهمان یک دسته دستورالعمل دقیق و جزء به جزء می دهیم تا روی آن کار کند. هرچه اطلاعات بیشتری در اختیار آن بگذارید، آخر کار نتیجه واضح تری به دست می آورید. هرچه نتیجه تان دقیقتر باشد، ذهن ناخودآگاهتان کارامدتر خواهد شد.
آیا میتوانید چشمانتان را ببندید و خانه ای که در بالا اشاره کردن را تجسم کنید؟ دورتادور خانه قدم بزنید. در آستانه در اتاق اصلی بایستید و مهی که روی کوه ها را گرفته تماشا کنید. به باغچه پر از کوجه فرنگی، لوبیا سبز و خیار نگاه کنید. می توانید ببینید؟ پس ذهن ناخودآگاهتان هم می تواند.
3. نوشتن اهداف به زمان حال
اهدافتان را به زمان حال بنویسید. این کار باعث می شود ذهن ناخودآگاهتان مسیری با کمترین مقاومت را انتخاب کند. اگر بنویسید "در آینده لاغر خواهم شد" ذهن ناخودآگاه با این تصور که این کار مربوط به آینده است وارد عمل نمی شود.
پس اهدافتان را به زمان حال و اول شخص بنویسید، انگار که واقعیت دارند.
4. بازنویسی اهداف
وقتی کلمات نوشته شوند و بعد دوباره نویسی شوند، حداکثر تاثیر را خواهند داشت. پس به یکبار نوشتن راضی نشوید. اهدافتان را یادداشت کنید و بعد دوباره آنها را به زبانی دیگر بازنویسی کنید، صفات انگیزه دهنده به آن اضافه کنید و مختصر و مفیدشان کنید. یک هفته بعد شاید نیاز باشد که باز اصلاحشان کنید. همینطور به این اصلاح کردن ها ادامه دهید.نوشتن اهداف اولین قدم برای واقعی تر جلوه دادن آنهاست. بعضی وقت ها وقتی چیزی را به صورت نوشته داشته باشید، اهمیت بیشتری پیدا میکند. همچنین برنامه ریزی برای آنها نیز ساده تر می شود

نگرانی دانشجویان دانشکده ژورنالیزم در مورد بحران های رو به افزایش

جنگ سرد دورنمای روشنی به کشور ما به ارمغان نمیآورد.
با اینکه تحولات خبرساز برای ژورنالستان فرصت های مناسبی برای تهیه گذارش و دریافت شهرت است اما جنبه ها و چگونگی تحولات در محلات که ژورنالستان از آن متاثر میگردند متاسفانه این روند را نمیپیماید. حضور نظامی بیشتر از 40 کشور جهان در افغانستان و نظارت های گوناگون عقب پرده در تصمیم گیری های بزرگ مبین آن است که احتمالات آن بعید نیست تا کشور در یک رزم آرایی دیگری در آینده نزدیک قرار گیرد.
یک دانشجوی ژورنالیزم دانشکده کابل با سیر در حکایات بخوبی داستان مزرعه و فیل ها را بیاد میآورد. افغانستان با موقعیت استراتیژیک خویش در میان کشمکش دو فیل (ابرقدرت) بیشتر از دیروز قرارگرفته است. دیروز حضور استخباراتی آشکار یک قطب در عقب چهره پاکستان نهفته بود ولی امروز آن قطب دیگر خود فعالانه با تمام برگ وساز خود مصروف است. بناً محبت این دوفیل و یا نبرد این دو فیل بدون شک مزرعه ما را (که خانه مشترک تمام افغانهاست) پایمال خواهد نمود.
تحولات گرجستان، قرارداد نصب سپر دفاعی در پولند و انتقادات غرب از وضعیت حقوق بشر در روسیه یکبار دیگر این دو رقیب را در آستانه جنگ سرد رسانیده است. بدون شک موقعیت همجواری کشور ما با روسیه و داشتن مرز طولانی با کشور های مشترک المنافع (حامی منافع روسیه) و همچنان دسترسی روسیه به عراق این تفکر را بعید نمیداند که این دوکشور به ویتنام دیگری برای آمریکا و متحدانش تبدیل گردند.
بمباردمان کور کورانه، جستجوی منزل به منزل و خلاف فرهنگ کشور، بازداشت های خودکامه و اینگونه برخوردها کاسه صبر را در افغانستان از قبل لبریز نموده است. آیا اینکه آمریکا میخواهد منافعش را در منطقه تامین نماید و با کشور های مقتدر همسایه افغانستان از راه زور پیش میآید بیانگر غرور بیش از حد و میانتهی نیست؟.
خوب اینکه افغانها با سلطه گری انگلیس تجربه کافی دارند و میدانند که انگلیس با شعار (همه چیز برای انگلیس و هیچ چیز برتر از انگلیس) پیش میرود چگونه ممکن است نظرات سازنده را به آمریکا بدهد. انگلیس با تجربه کافی از وضعیت منطقه، نخست رویارویی اداره آمریکا با مسلمانها را ترویج داد، خطابیه جورج بوش برای خواندن جنگ صلیبی، اشغال عراق و بمباردمان و روش غیر انسانی با اسرای جنگی فقط انزجار بمیان آورد. پس چرا افغانستان؟ بدون شک موقعیت جغرافیایی، پناهگاهای مستحکم طبیعی، همسایگی کشور های مخالف حضور امریکا امکانات یک قتل عام دیگر نیروی آن کشور و رقود اقتصادی آنرا زمینه سازی مینماید. امریکا هم اکنون تحت فشار اقتصادی قوی بسر میبرد و بدون شک یک جرقه کافیست که دیگر این کشور را مانند دیناموتی از لحاظ سیاسی پاشان و پراگنده سازد.
تجربه افغانستان نشان میدهد که هر نوع تحول به این روال به نفع افغانستان نبوده و فقط این ملت ماست که پایمال میگردد و بعد از هر رشادت دوباره یوغ استعمار به دوش زمامداران آن گذاشته میشود. اقتصاد ورشکسته، سواد نا کافی و تبعیض های قومی بازهم برایانگلیس کافیست که به هر چهره داخل کشور گردد و به اصطلاح چرخ را به کام خود بگرداند
بناً لازم است تا دسیسه های واقعی انگلیس در کشور به خوبی روشن گردد. برای این منظور حضور نظامیان خارجی در پرتو نظارت کشور های همسایه افغانستان مشخص و قانونمند گردد. انتخابات شفاف و بدون دخالت کشورهای تمویل کننده با نظارت کشورهای بی طرف صورت گیرد. نظام آینده افغانستان به اساس تصمیم گیری ملت افغانستان شکل گیرد و هیچ نوع دخالت نیروهای حافظ صلح، و مشاورین وابسته به کشور های غربی در انتخابات صورت نگیرد. کمک های بلا عوض و قرضه ها زمینه برای استعمار را ببار نیآورد و در اخیر افغانستان به حیث کشور خود مختار صلاحیت تصمیم گیری روی موضوعات سیاسی را به تنهایی و خود مختاری عام داشته باشد. و در اخیر استقلال این کشور محترم شمرده شود..
درانتظار نظریات شما...

به پیشواز هفتمین سالگرد قهرمان ملی کشور- برگذاری جشنواره گل سوری




میدانم دانشجویان علاقه وافری به رخداد های فرهنگی دارند و هر آنی در انتظار شنیدن پیام آن استند. ازینکه مطلب دیرتر نشر شد معذورم دارید. این هم غرض مطالعه شما:



اولین جشنواره ادبی تحت عنوان گل سوری امروز به پیشواز هفتمین سالروز شهادت شهید احمد شاه مسعود قهرمان ملی کشور در هوتل انتر کانتینتال شهر کابل دایر گردید.
در این جشنواره که از سوی بنیاد اندیشه راه اندازی گردید بود ده ها تن ازشاعران و نویسندگان تمام ولایات کشور و نیز دو کشور فارسی زبان همسایه ایران و تاجیکستان اشتراک نموده بودند.
برهان الدین ربانی نماینده مردم بدخشان در این محفل اظهار داشت تاریخ افغانستان با نام احمد شاه مسعود گره خورده است و تحول بزرگی که در تاریخ ما رخ داد توسط وی آغاز گردید.
وی افزود قیام ومسعود تنها یک حرکت خشک نظامی نیست و تنها در حرکت های نظامی شکل نگرفته است بلکه در بستر ناب عالیترین عاطفه ها ی انسانی و به خاطر دفاع از وطن و انسان های مظلوم و در هم کوبیدن ظلم بوده است.
پرتو نادری یکتن از شاعران و نویسندگان افغان برگذاری چنین جشنواره ها را در نزدیک شدن کشورهای فارسی زبان موثر دانسته، گفت : ((برگزاری چنین جشنواره ها میتواند که ما را از وضعیت ادبیات زبان فارسی در کشور های فارسی زبان آگاه سازد و زمینه شناخت بین کشورهای مذکور را مساعد بسازد که این شناخت خود بخود باعث نزدیکی کشورها میگردد.))
موصوف علاوه کرد : یکی از مشکلات عمده که زبان فارسی با آن مواجه است سیاست ها ی نادرست فرهنگی است که دولت میخواهد یک زبان ساخته شده را به مردم بقبولاند.که این خود خلاف آزادی بیان و محدود کردن آن است.
سید احمد هاشمی مسوول بنیاد اندیشه گفت : ((این جشنواره به مدت دو روز ادامه دارد و حضور گسترده شاعران و اندیشمندان و نویسندگان برجسته سه کشور فرصت مناسبی در جهت رشد ادبیات خواهد بود.
گفتنیست که مسابقه گل سوری از حدود یک ماه پیش از سوی بنیاد اندیشه آغاز گردیده بود که در آن 99 تن از شعرای کشور اشتراک نمودند که در این میان 12 قطعه شعر به مرحله نهایی جشنواره راه یافته است .


البته با استفاده از فرصت و کلک روی لینک پایین میتوانید گوش های خود را با دکلمه زیبای چند پارچه از اشعارناب به افتخار شهید احمد شاه مسعود بزرگ که توسط لیمه کاکر تحت عنوان عیار آخر قرائت میگردد نوازش دهید.






Monday, August 25, 2008

ابزار موثر برای دانشجویان دانشکده ژورنالیزم

درین سایت دانشجویان دانشکده ژورنالیزم معلومات بسیار مفید را در ارتباط به ژورنالیزم الکترونیکی، توقعات و اندوخته های مطبوعات دریافت مینمایند. با مطالعه این سایت از مطالب متنوع و ابزار موثر معلوماتی برای دانشجویان مستفید شوید.

Sunday, August 24, 2008

هانری کارتیه برسون نقاشی با دوربین

هانری کارتيه برسون به خاطر تهيه عکس های بديع خيابانی که سنت های روز را در هم می شکست به شهرت رسيد.








هانری کارتیه برسون که برخی او را برجسته‌ترین عکاس قرن بیستم دانسته‌اند صد سال پیش در ۲۲ اوت ۱۹۰۸ در شهرک شانتلوپ نزدیک پاریس به دنیا آمد.
این عکاس نامی از کودکی عاشق نقاشی بود، و پيش از روی آوردن به عکاسی، به تحصیل هنر پرداخت و به ویژه به تأثیر از مکتب کوبیسم، که گرایش اصلی روزگار بود، آثاری پدید آورد.
کارتیه برسون (Henry Cartier-Bresson) بی‌گمان در پاسداشت جایگاه عکاسی به عنوان هنری مدرن نقش مهمی داشته است. او تردیدی باقی نگذاشت که عکاسی تنها بازنمایی فنی و ماشینی جهان بیرون نیست، بلکه هنری خلاق است که بر نگرش انسان مدرن تأثیری ژرف باقی می‌گذارد.
برای کارتیه برسون عکاسی در جایی میان نقاشی و سینما قرار دارد. از سویی اجزا و ترکیب هر عکس با دقت و ظرافت یک تابلوی نقاشی چیده شده است. از سوی دیگر هر عکس از بازنمایی یک آن یا لحظه‌ای ثابت و گذرا فراتر می‌رود و در بستر زمان جاری می‌شود.
یک قطعه عکس به فشرده‌ترین و گویاترین شکلی، سرشت و گوهر یک فرایند یا جریان واقعی را به نمایش می‌گذارد، که برای بازنمایی آن معمولا به رشته‌ای از عکس‌های متوالی، یا به عبارت بهتر به یک نوار فیلم نیاز هست.
کارتیه برسون با چیره‌دستی یک جادوگر، لحظه‌ای یکه و "نامعین" را بر می‌گزیند که به قول خودش برای عکاسی "تعيين کننده" است، زیرا یک فراگرد زنده را در لحظه‌ای ثابت "فیکس" می‌کند، بدون آنکه معنای درونی آن را از دست بدهد.
در عکس‌های کارتیه برسون، در نگاه اول همه چیز عادی است، اما با اندکی دقت، رازی پنهان از گوشه‌ای ظاهر می‌شود و ذهن تماشاگر را تسخیر می‌کند. تصویر هرگز نمایه یا نمودگاری مجرد نیست، بلکه حتما ایده‌ای حسی و عاطفی در بر دارد.
در کارهای کارتیه برسون، زیبایی بصری یا ترکیب هماهنگ عکس، همه چیز نیست؛ ریتم واقعی زندگی از آن هم مهمتر است. در هر عکس جنبش و جوشش زندگی خود را نشان می‌دهد. نگاه او به صحنه‌های زندگی ناآرام است و توأم با تردیدی رندانه؛ و این شاید در جهان‌بینی این هنرمند ریشه داشته باشد که همیشه خود را آنارشیست دانسته بود.


از رؤیاها و دلهره‌های زندگی
برخی از منتقدان برای کارنامه هانری کارتیه برسون نوعی دوره‌بندی قائل شده اند:
در کارهای نیمه اول دهه ۱۹۳۰ که او با محافل سوررئالیستی ارتباط داشت، حال و هوای همین سبک مدرن دیده می‌شود. برای نمونه عکسی به عنوان "جهش مردی از روی تالاب‌ها جلوی ایستگاه قطار سن لازار" اثری بدیع است، که به خواب و خیال می‌ماند. وسوسه‌ی دایمی سوررئالیست‌ها در به تصویر کشیدن عالم رؤیا و ضمیر ناخودآگاه در این کار دیده می‌شود، و برخی از کارهای دالی یا شیریکو را به یاد می‌آورد.
برای کارتیه برسون عکاسی در جایی میان نقاشی و سینما قرار دارد
در اواخر دهه ۱۹۳۰ کارتیه برسون به سینما علاقه پیدا کرد و از دستیاران ژان رنوار سینماگر بزرگ فرانسوی شد. "واقعیت شاعرانه" سینمای رنوار، با تمام رگه‌های امپرسیونیستی، در رشته‌ای از کارهای او جلوه‌گر شد. تابلوی "پیک نیک در کنار رود مارن" نمونه درخشانی از این کارهاست و یادآور برخی از کارهای کلود مونه یا ژرژ سورا.
عکس ظاهری عادی دارد، اما از فضاسازی و کادربندی دقیق آن، آرامشی مرموز می‌تراود که خیره‌کننده است و چشم برداشتن از آن دشوار.
اما بعد وحشت جنگ از راه رسید و این شادی و سرخوشی بر باد رفت. کارتیه برسون به اسارت اشغالگران نازی در آمد. در بازداشتگاه آرام و قرار نداشت، سه بار دست به فرار زد و در بار سوم سرانجام موفق می شود، و این فرصت را به دست آورد که در کنار هم‌میهنانش آزادی پاریس را از اشغال ارتش نازی جشن بگیرد.




استاد عکاسی خبری
جنگ جهانی دوم به تفنن‌جویی و ذوق‌آزمایی کارتیه برسون پایان داد. پس از جنگ او خود را وقف عکاسی خبری کرد و در طول سه دهه از آشوب‌های دوران معاصر گزارش داد.
او در کنار روبرت کاپا، دیوید سیمور و جورج راجر در سال ۱۹۴۷ از پایه گذاران آژانس معروف مگنوم بود.
کارتیه برسون با دوربین خود به کشورهای ناآرام قاره آسیا رفت و یکی از اولین شاهدان جنبش ضداستعماری خاورزمین شد. او شیفته آسیای توفانی بود که از هر گوشه آن جوشش و خروش انقلاب بلند بود.
کارتیه برسون سه دهه در کانون‌های بحرانی آسیا به سر برد و معتبرترین گزارش‌های تصویری را به سراسر جهان فرستاد: جنبش استقلال هند تا مرگ مهاتما گاندی پیشوای بزرگ آن، جنگ داخلی چین و پيروزی مائو تسه دونگ و جنبش استقلال اندونزی و...
برخی از عکس‌هایی که از هند گرفته، حالت پرده‌های شمایل‌گون دارد. در این عکس‌ها رمز و رازی هست که جانمایه قدسی و نیروی معنوی شبه قاره را بازتاب می‌دهد.




سبک کار
هانری کارتیه برسون اصالت و سندیت تصویر عکاسی را پاس می‌داشت. تمام عکس‌های سیاه و سفید او ساده و طبیعی هستند. در عکس های او از شگردها و ترفندهای غریب خبری نیست. تمام عکس‌های او با دوربین ساده و سبک لایکا و با عدسی معمولی (فاصله کانونی ۵۰ میلیمتری) گرفته شده‌اند. او از نورپردازی و دستکاری (رتوش) و برش دادن عکس‌هایش پرهیز داشت.
هانری کارتیه برسون که در چهارم اوت ۲۰۰۴ درگذشت، در بیست سال آخر زندگی کمتر عکاسی کرد و بیشتر به طراحی پرداخت. به گفته منتقدان او همواره به آزمون‌ها و چالش‌های هنری تازه نیاز داشت. در عکاسی دیگر عرصه‌ای نمانده بود که او فتح نکرده باشد.







Thursday, August 21, 2008

نخستین مدال المپیک را برای کافه مردم افغانستان از صمیم قلب تبریک میگوییم. زنده باد افغانستان، پاینده باد افتخارات کشورمان

نیکپا اولین مدال تاریخ افغانستان را برد


روح الله نیکپا مقام سوم آسیا را نیز در اختیار دارد
روح الله نیکپا، تکواندوکار زیر ۵۸ کیلوگرم افغانستان با پیروزی در مسابقه رده بندی به مدال برنز دست یافت.
این ورزشکار ۲۱ ساله در مسابقه رده بندی وزن خود خوان آنتونیو راموس، قهرمان اسپانیایی رقابت های جهانی، را با نتیجه ۴-۱ شکست داد تا به مقام سوم المپیک برسد.
آقای نیکپا پس از پیروزی مقابل حریفی از آلمان در دور اول، مقابل گیرمو پرز، حریفی از مکزیک قرار گرفت و شکست خورد.
اما با رسیدن پرز به دیدار نهایی، روح الله نیکپا نیز فرصت یافت تا رقابت را ادامه دهد و با کسب دو پیروزی دیگر به اولین مدال تاریخ افغانستان در المپیک دست یافت.

گیرمو پرز که در دور دوم روح الله نیکپا را شکست داد، در نهایت به مقام قهرمانی این وزن و مدال طلای المپیک پکن رسید.
در وزن زیر ۵۸ کیلوگرم، رضا نادریان، نماینده ایران با یک شکست از دور مسابقات حذف شد.
تکواندو یکی از ورزشهای محبوب در افغانستان محسوب می شود که در آنجا بیش از ۷۰۰ باشگاه و ۲۵ هزار ورزشکار در این رشته فعالیت می کنند.
بهترین مقام افغانستان در المپیک، کسب یک رتبه پنجم در جریان مسابقات کشتی در المپیک ۱۹۶۴ بوده است.
تیم افغانستان تنها با چهار ورزشکار در بازی های المپیک پکن شرکت کرده است.
از میان همسایگان افغانستان (به جز چین که صدرنشین است) تاکنون ایران تنها یک مدال برنز در کشتی آزاد، و تاجیکستان یک مدال برنز در جودو کسب کرده اند.

Wednesday, August 20, 2008

مدال آوران کشور

نصار احمد بهاوی تکواندوکار افغانستان در وزن 65 کیلوگرام برای شرکت در المپیک پکن به چین سفر نموده است. بهاوی امید کشور است و جوانان بی صبرانه در آرزوی شنیدن پیغام پیروزی وی هستند. این جوان مستعد کشور که نائب قهرمانی مسابقات بین المللی تکواندو را در وزن خودش به کشور ارمغان آورد از احترام والای میان هموطنانش برخوردار است. دانشجویان دانشکده ژورنالیزم برای این ورزشکار مستعد موفقیت و کامگاری آرزو دارند.


بهاوی حین تمرین در یکی از تپه های شهر کابل